تبلیغات
کو یـــــــــــــــر - حکمت

کو یـــــــــــــــر

بایستید و زمان حال را لمس كنید

پنجشنبه 28 آذر 1387

حکمت

نویسنده: آرش کنارکوهـــی   طبقه بندی: من و خدا، داستانک، 

دیروز دوست عزیزی برام اس ام اسی فرستاد و تا ساعتی بهش فکر میکردم و...حیفم آمد در کویر ننویسمش...

گنجشك به خدا گفت: لانه كوچكی داشتم آرامگاه خستگیم، سرپناه بی‌كسیم بود، طوفان تو آنرا از من گرفت. كجای دنیای تو را گرفته بودم؟؟؟ خدا گفت: ماری در راه لانه‌ات بود، تو خواب بودی، باد را گفتم لانه‌ات را واژگون كند.. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی!چه بسیار بلاها كه از تو به واسطه محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی...

نظرات() 
راز
جمعه 20 دی 1387 02:42 ب.ظ
موفق باشی و
داستان قشنگی بود . یه داستان که توش یه عالمه حقیقت .
اگه دوست داشتی به نوشته های منم سر بزن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نظرسنجی

    نگریستن به کدام یک از مناظر زیبای الهی آرامش بیشتری را به شما می بخشد ؟









Powered by WebGozar

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :